حسين علوى مهر
297
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
كرده است . « 1 » و شناخت منظور مصنف دست كم در مورد قرآن از نظر خود مصنف مطمئنتر از همهء شيوههاى ديگر است ؛ زيرا مصنف كتاب ، مقصد خود را بهتر مىداند . « 2 » فهم هر متن داراى قوانين و قواعد عمومى مىباشد كه برخى معتقدند : فهم متون متكى بر همين قواعد عمومى است . امام خمينى قدس سرّه در جايى مىفرمايد : « قطعى بودن يك حكم ، وقتى ممكن است كه فهمى معتبر ، از آن ممكن باشد و با فهم عموم درست بيايد . » « 3 » اما آيا پيش فرضها بايد از مفسر جدا شود يا او چارهاى ندارد ، جز اين كه اين مميزات و پيش فرضهاى فكرى در تفسير خود اعمال كند . امام خمينى ، يك سونگرى به قرآن را محكوم و وظيفهء مفسران را تعاليم شؤون الهيه به مردم مىداند . در جايى مىفرمايد : « مفسر بايد شؤون الهيه را به مردم تعليم كند و مردم بايد براى شؤون الهيه به آن رجوع كنند » . « 4 » در جاى ديگر مىفرمايد : « ما در يك مدت گرفتار بوديم به يك قشر از مردم و به قشرى از اهل علم كه اينها اسلام را از آن طرف نگاه مىكردند ، عرفا اسلام را قبول داشتند ، لكن تمام مسائل اسلام برمىگردانند به آن معانى عرفانى ، به مسائل روز قائل نبودند و حتى اگر روايتى يا آيهاى در جهاد مىآمد آنها همان جهاد نفس را مىگفتند و اسلام را با يك صورت ديگرى غير از آن صورت واقعى كه جامع است ، جامع همهء اطراف است ، نظر مىكردند . من گفتم : ما يك مدتهايى مبتلا به آنها بوديم كه البته مردم صالحى بودند لكن اسلام را با يك صورت مىديدند ، يك بعد اسلام را نظر مىكردند . « 5 » يكى ديگر از اصول هرمنوتيك اين بود كه راه معتبر تفسير و فهم متن چه مىتواند باشد .
--> ( 1 ) همان . ( 2 ) همان . ( 3 ) كشف الاسرار / 326 . ( 4 ) آداب الصلاة / 194 . ( 5 ) صحيفهء نور ، ج 10 / 124 .